سفير و كنسول سابق ايران
محور مقاومت با قضیه فلسطین تفاوت ماهوی دارد.
قضیه فلسطین یک قضیه ملی است برای نجات وطن. ولی محور مقاومت بر اساس تفکر اسلام سیاسی شکل گرفته و شدیدا مخالف یهود و مسیحیان است و آنها را دشمن امت اسلامی می داند.(اليهود و النصارى أعداء الامة الاسلامية). آنچه را به عنوان اسلام سیاسی در ایران و افغانستان مشاهده می کنیم ایده آل محور مقاومت است. محور مقاومت سعی می کند جناحهای سیاسی و تفکرات دیگر را در خاورمیانه با ترور و وحشت و انگ زدن از میدان خارج نماید. تجربه حمایت از خمینی به عنوان رهبر جنبش ضد استبداد شاه به خوبی آشکار و هویدا است که چگونه بعد از به قدرت رسیدن فریاد می زند که ما اشتباه کردیم اگر از همان ابتدا مخالفین را آتش می زدیم کار به اینجا نمی رسید. وعده بهشت خمینی خیلی زود به جهنمی برای آتش زدن مخالفین تبدیل شد. حالا محور مقاومت هم چیزی جز این نیست و جهنمش مانند جهنم خمینی برای آتش زدن مخالفین است. دیگر نباید فریب قهرمان بازیها و شعارهای انقلابی طرفداران اسلام سیاسی را خورد که اینها جو فروشان گندم نما هستند. بیائید خاورمیانه را از این موجودات پلید و خشن که در زیر چتر اسلام به هر جنایتی دست می زنند نجات دهیم. این به معنای حمایت از اسرائیل نیست بلکه هشدار در مورد جریان خطرناک، متحجر ضد بشری است که به نام اسلام و مقاومت در برابر اسرائیل و امریکا قصد تآسیس امپراطوری اسلامی دارد. یکبار عربها در زیر پوشش اسلام سیاسی امپراطوری اسلامی تاسیس کردند، سپس ترکها امپراطوری عثمانی اسلامی ساختند و حالا ایرانیها قصد تاسیس امپراطوری اسلامی دارند تا مثل دو امپراطوری اسلامی گذشته تاریکی،خشونت، جهل و خرافات را حاکم کنند و بشریت را در پای خلافت خود ذبح شرعی کنند. این است که به همان نسبت که با اسرائیل مخالفم با اینگونه محور مقاومت مخالفم زیرا نمی خواهم به نام مقاومت بر گرده مردم مشتی مذهبی تهی مغز را سوار کنم.